1دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2استاد فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران (نویسنده مسئول)
3استادیار فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
تاریخ دریافت: 30 مرداد 1401،
تاریخ بازنگری: 10 دی 1401،
تاریخ پذیرش: 14 دی 1401
چکیده
وهن دین به معنای سستی و ضعف دین ناشی از سلوکی خارجی و یا حکمی شرعی، از جمله عناوینی است که در بسیاری از مسائل، مبنا و مدرک فتاوای معاصر واقع شده است؛ بهگونهای که میتوان از حرمت وهن دین به عنوان یک قاعده فقهی نام برد. اما عدم پاسخ جامع و واضح به این سؤال اساسی که چه ادلّهای نسبت بهصحّت یا عدم صحّت استناد بهوهن دین در فرآیند استنباط فقهی قابل طرح و نقد هستند، سبب شده تا عنوان وهن دین در فرآیند استنباط فقهی به عنوان یک قاعده فقهی آنچنان که باید مجال طرح نیابد. در مقام پاسخ به سؤال پیشگفته، این نوشتار برآن است که موانع قرآنی و روایی استناد به وهن دین منصرف به مواردی است که عامل وهن حکم شرعی، مبتنی بر اقتضائات زمانی و مکانی نباشد و تنها از روی غرضورزی باشد و از میان دلایل صحّت استناد به وهن دین، تنها دلیل عقلی از دو جهت مقدّمه عقلی وجوب حفظ کیان اسلام و تقدیم اهمّ بر مهمّ در صورت تعارض میان حکم شرعی و مخدوش شدن وجاهت اسلام و یا مکتب تشیع، در احکام الزامی و امور مباح، موجب تعطیل و یا تغییر حکم و دلیل سیره متشرّعه تنها در امور مباح، موجب تغییر حکم میشود.
Feasibility of Validating the Reference to the Discrediting of Religion in Suspension and Modification of Islamic Rulings
نویسندگان [English]
Hassan Hosseinii Yar1؛ Mohammad Taghi Fakhlaei2؛ Alireza Abedi Sarasia3
1PhD student of Islamic Jurisprudence and Principles of Islamic Law, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
2Professor of Islamic Jurisprudence and Principles of Islamic Law, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran (Corresponding Author)
3Assistant Professor of Islamic Jurisprudence and Principles of Islamic Law, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
چکیده [English]
The discrediting of religion, defined as the weakening or undermining of religion caused by external conduct or a Sharia ruling, is among the concepts frequently cited as the basis for contemporary fatwas. It has been so prominent that the prohibition of discrediting religion can be considered a jurisprudential principle. However, the lack of a comprehensive and clear answer to the fundamental question regarding the validity or invalidity of referencing the discrediting of religion in the jurisprudential reasoning process has hindered the recognition of this concept as a fully established jurisprudential principle.
This study aims to address the aforementioned question by arguing that the Quranic and narrational obstacles to referencing the discrediting of religion are limited to cases where the source of discrediting is not rooted in temporal and spatial exigencies but rather in deliberate malice. Among the arguments validating the reference to the discrediting of religion, only the rational argument-based on two premises: the rational necessity of preserving the essence of Islam and prioritizing the more important over the less important in cases of conflict between Sharia rulings and the compromised reputation of Islam or Shiism-justifies the suspension or modification of obligatory rulings and permissible matters. Additionally, the conduct of the devout only supports changes in permissible matters.
کلیدواژهها [English]
Discrediting of religion, principle of prohibition of discrediting, derived jurisprudential principle, primary classification, secondary classification
مراجع
قرآن کریم (ترجمه ناصر مکارم شیرازی).
آمدى، عبد الواحد بن محمد (1410ق)، غرر الحکم و درر الکلم، چ2، قم: بینا.
ابن اثیر جزرى، مبارک بن محمد (1367)، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج5، چ4، قم: بینا.
ابن سیده، على بن اسماعیل (بیتا)، المحکم و المحیط الأعظم، ج4، بیروت: بی نا.
ابن شعبه حرّانى (1363ق)، تحف العقول، چ2، قم: بی نا.
ابن شهر آشوب مازندرانى، رشید الدین محمد بن على (1369ق)، متشابه القرآن و مختلفه، ج2، قم: دار البیدار.
ابن فارس، احمد بن فارس (بیتا)، معجم مقائیس اللغه، ج6، قم: بینا.
ابن قولویه، جعفر بن محمد (1356)، کامل الزیارات، نجف: بینا.
ابن منظور، محمد بن مکرم (بیتا)، لسان العرب، ج13، چ3، بیروت: بینا.
ازدى، عبدالله بن محمد (1387)، کتاب الماء، ج3، تهران: بینا.
ازهرى، محمد بن احمد (بیتا)، تهذیب اللغه، ج7، بیروت: بینا.
طبرسى، حسن بن فضل (1385ق)، مجمع البیان، قم: بی نا.
طبرسى، على بن حسن (1385ق)، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، چ2، نجف: بی نا.
طریحى، فخر الدین بن محمد (1375)، مجمع البحرین، ج6، چ3، تهران: بی نا.
طوسی(شیخ الطائفه)، محمد بن حسن (بیتا)، التبیان فی تفسیر القرآن، ج3، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
عدالت نژاد، سعید (1384)، اندر باب اجتهاد، چ2، تهران: طرح نو.
عسکرى، حسن بن عبدالله (بیتا)، الفروق فی اللغه، بیروت: بی نا.
فاضل لنکرانى، محمد (1425ق)، جامع المسائل، قم: امیر قلم.
فراهیدى، خلیل بن احمد (بیتا)، کتاب العین، ج3، چ2، قم: بی نا.
فیومى، احمد بن محمد (بیتا)، المصباح المنیر، ج2، چ2، قم: بی نا.
کوخاییزاده، کریم؛ زرگوش نسب، عبدالجبار (1401)، واکاوی تزاحم و کاربرد آن در اصول و فقه با رویکردی بر دیدگاه شهید صدر، مطالعات فقه و حقوق اسلامی، 28، 251-274.
کاشف الغطاء، حسن بن جعفر بن خضر (1422ق)، أنوار الفقاهه، نجف: مؤسسه کاشف الغطاء.