دگرگونیهای جمالشناسانه در متون نثر مرسل با تأکید بر علم معانی | ||
| مطالعات زبانی و بلاغی | ||
| دوره 13، شماره 27، بهار 1401، صفحه 353-388 اصل مقاله (764.85 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22075/jlrs.2020.19731.1663 | ||
| نویسنده | ||
| محسن وثاقتی جلال* | ||
| دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی | ||
| چکیده | ||
| آثار منثور زبان فارسی از دو طریق به ساحت جمالشناسی رسیدهاند: روش اوّل، تزیین زبان در برونۀ آن بوده و در روش دوم، درونۀ زبان با علم معانی زینت یافته است. زیباییِ نثر مرسل عالی مبتنی بر درونۀ زبان است که در آن، هرکدام از عناصر نحوی بهعنوان یکی از هنرسازهها وارد عمل شده، بدان آثار، فرم جمالشناسانهای بخشیده است. کارکرد این هنرسازهها در متون نثر مرسل یکسان نیست؛ زیرا زمان با تمام عوامل خود بهعنوان یک متغیّر اثرگذار، کارکرد هنری علم معانی را دچار تحوّل کرده است. هدف مقالۀ حاضر این است که میزان این دگرگونی جمالشناسانه را در حوزۀ علم معانیِ نثر مرسل بسنجد. برای دستیابی به این مهم، ابتدا چهار اثر مقدمة شاهنامة ابومنصوری، تاریخ بلعمی، تاریخ سیستان و نوروزنامه به روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات سبکشناسی ساختارگرا بررسی شدهاند. سپس برای نشان دادن خطّ سیر تحوّلات نثر فارسی، مؤلّفههای بلاغت نحوی چهار اثر با هم مقایسه گردیدهاند. نتایج بیانگر آن است که در آغاز نثر فارسی، مؤلّفههای علم معانی ازجمله تنوّع ساختار جمله، کوتاهی جملهها، ایجاز قصر و حذف، استفاده از افعال خاص و تنوّع حروف هنری، بیشترین کیفیت و کمیت را دارند؛ امّا به مرور زمان از قدرت هنری این مؤلّفهها کاسته شده و بهجای آن، برونۀ زبان با عناصر ادبی زینت یافته است، به گونهای که نگرش هنری فارسیزبانان به شکل معناداری دگرگون شده است تا شرایط برای ظهور نثر فنّی مهیّا گردد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نثر مرسل؛ جمالشناسی؛ علم معانی؛ بلاغت نحوی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 851 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 642 |
||
| تعداد نشریات | 22 |
| تعداد شمارهها | 718 |
| تعداد مقالات | 10,319 |
| تعداد مشاهده مقاله | 72,320,921 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 64,044,458 |